دسته‌ها
علم و فناوری

دایرکت مسیج به نسخه دسکتاپ اینستاگرام اضافه شد

شیفر 728.90

رسانه کلیک – اینستاگرام پس از سال‌ها محدودیت دایرکت مسیج که برای اپلیکیشن این شبکه اجتماعی بود، اکنون دایرکت مسیج را به نسخه دسکتاپ اینستاگرام اضافه کرد.

روز جمعه ۱۰ آوریل اینستاگرام اعلام کرد کاربران اکنون می‌تواند پیام‌های مستقیم دایرکت را روی نسخه دسکتاپ ارسال و دریافت کنند.

در ماه ژانویه، آزمایش انتقال پیام در دایرکت مسیج اینستاگرام آغاز شده بود؛ این ویژگی به کسانی که می‌خواهند از طریق رایانه شخصی خود به دوستان خود پیام دهند، روش جدیدی را فراهم می‌کند. پیش از این ویژگی دایرکت به اپلیکیشن موبایل اینستاگرام محدود می‌شد.

دایرکت مسیجاولین بار جین مانچون وون خبر از برنامه‌های فیسبوک برای راه‌اندازی دایرکت در نسخه وب اینستاگرام داد.

اینستاگرام ابراز امیدواری کرده است تا با راه‌اندازی نسخه وب پیام های دایرکت، برقراری ارتباط بین کاربران آسان‌تر شود.

همچنین ماه گذشته اینستاگرام ویژگی جدید Co-Watching را راه اندازی کرد که به کاربران اجازه می‌دهد پست ها را با هم و از طریق گفت‌وگوی ویدئویی مشاهده کنند.

دسته‌ها
علم و فناوری

بیل گیتس ماندگاری ویروس کرونا را تا پاییز سال ۲۰۲۱ پیش‌بینی کرد

بیل گیتس در جدیدترین اظهارنظر خود اعلام کرد به احتمال زیاد ویروس کرونا تا سال ۲۰۲۱ ماندگار است و تا مدتی از شر این ویروس در امان نخواهیم بود.

اظهارنظر جدید بیل گیتس برای بسیاری ناامید کننده خواهد بود. طبق ادعای وی به احتمال زیاد تا سپتامبر سال ۲۰۲۱ برای ویروس کرونا واکسنی ساخته نمی‌شود و مردم آمریکا تا پایان ماه مه نمی‌توانند از طرح فاصله‌گیری اجتماعی خارج شوند. از این رو باز شدن کارخانه‌ها، مدارس و سایر فعالیت‌ها در آمریکا به تاریخ کنترل جامع ویروس کرونا در این کشور بستگی خواهد داشت. طرح فاصله‌گیری اجتماعی در بسیاری از کشورها در حال اجرا است که علاوه بر موثر بودن آن در قطع زنجیره انتشار کروناویروس، آسیب‌های شدیدی را به اقتصاد وارد کرده است.

ماندگاری ویروس کرونا تا پاییز سال ۲۰۲۱

بنیانگذار مایکروسافت بر این باور است که اگر شرکت‌های تولیدکننده با سرعت بیشتری پروژه‌های خود را عملی سازند، می‌توان در بازه ۱۸ ماهه آینده شاهد تولید واکسن بیماری کویید ۱۹ بود. از این رو پس از آن تا سال آینده تولید و توزیع انبوه این واکسن شروع خواهد شد که تمامی این مراحل تا سال ۲۰۲۱ به طول خواهد انجامید. وی تاکید کرد در حال حاضر بیش از ۱۰۰ واکسن در حال تولید است که فقط تعدادی از آنها به مرحله نهایی خواهند رسید.

خبر خوب برای ساکنان زمین

بیل گیتس در ادامه گفته‌های خود بیان کرد به احتمال زیاد پس از این بحران در روی زمین شاهد بحران دیگری همانند ویروس کرونا نخواهیم بود؛ زیرا این بحران به خوبی بشر را از خواب زمستانی بیدار کرده و اکنون کشورها بیش از پیش خود را برای بحران‌های مشابه آماده خواهند کرد. از این رو در آینده پیش از شیوع گسترده چنین ویروسی می‌توان آن را به خوبی مهار کرد.

دسته‌ها
علم و فناوری

کتاب حیات ۳؛ انسان در عصر هوش مصنوعی – مکس تگمارک

«حیات۳؛ انسان در عصر هوش مصنوعی» کتابی نوشته استاد کیهان‌شناسی دانشگاه MIT و بنیان‌گذار انستیتوی آینده‌ی حیات، ماکس تگمارک است.

تگمارک در این کتاب ما را به دنیای پژوهش‌های هوش مصنوعی می‌برد و با اساسی‌ترین پرسش‌های زمانه روبه‌رو می‌کند. او در این کتاب داستان آینده ما با هوش مصنوعی را می‌گوید.

«می‌خواهید داستان ما چگونه آغاز شود؟ می‌خواهید تأثیر هوش مصنوعی بر شغل‌ها، قوانین و سلاح‌ها در دههٔ پیش‌رو چه باشد؟ به آینده که می‌نگرید، پایان این داستان را چگونه می‌نویسید؟ این داستان به راستی که ابعادی کیهانی دارد، چون چیزی از سرنوشت حیات در جهان هستی ما کم ندارد. و این داستانی است که ما باید بنویسیم.»

آیا با اتوماسیون بدون این که انسان‌ها درآمد یا هدف زندگی را از دست بدهند، می‌توانند به آسایش برسند؟

چگونه مطمئن شویم که سامانه‌های هوش مصنوعی آینده بدون این که خراب شوند، نادرست عمل کنند یا هک شوند، آن‌چه را ما می‌خواهیم انجام می‌دهند؟

آیا باید از تسلیحات سلاح‌‌های آتش به اختیار کشنده، هراسان باشیم؟

آیا هوش مصنوعی به حیات کمک خواهد کرد تا بیش از گذشته نشو و نما کند یا این ماشین‌ها سرانجام همه شغل‌های ما را از ما می‌گیرند و دست آخر هم جایگزین ما می‌شوند؟

تگمارک در این کتاب می‌خواهد به این سوالات پاسخ دهد. پاسخ‌هایی که بیشتر در حکم پیش‌بینی هستند نه پاسخ قطعی.


کتاب حیات ۳؛ انسان در عصر هوش مصنوعی

نویسنده: مکس تگمارک    

مترجم: جمیل آریایی    

انتشارات مازیار    

۳۸۴ صفحه


بخشی از کتاب:

داستان گروه آمگا

گروه آمگا نمادی از شرکت بود. در حالی که دیگر اعضای شرکت با فروختن برنامه های هوش مصنوعی گوناگون تجاری با توانایی های محدود می کوشیدند تا بودجه شرکت را تأمین کنند، گروه آمگا با کشف و شهودی که مدیر عامل مدام رؤیای آن را در سر می پرورانید، پیش می تاختند. بیشتر اعضای دیگر شرکت با ارادتی که به گروه آمگا داشتند آنان را «آمگایی ها» می گفتند و مشتی خوش خیالشان می خواندند که در برهه ای از زمان، دهه ها از اهدافی که داشتند جلوتر بودند. با وجود این، با خوشنودی در برابر خواسته های آنان تسلیم می شدند چون پژوهشهای پیشگام أمگاییها بر اعتبار شرکت شان می افزود و نیز از الگوریتم های پیشرفته ای که گاه گاهی امگایی ها در اختیار آنها می گذاشتند به وجد می آمدند.

آنچه آنان نمی دانستند این بود که امگاییها پشت چهره خوش خط و خال شان رازی را پنهان کرده بودند. مگایی ها در شرف رونمایی از جسورترین برنامه تاریخ آدمی بودند. مدیر عامل کاریزماتیک آنها، نه تنها اعضای این گروه را از میان پژوهشگران برجسته دست چین کرده بود، بلکه بلندپروازی، آرمان گرایی و مسئولیت پذیری شدید آنها در برابر کمک به انسانیت نیز در انتخاب آنها دخیل بود. وی به آنها گوشزد کرده بود که برنامه آن ها فوق العاده خطرناک است و چنان چه دولت های قدرتمند به آن پی می بردند، به هر کاری، از جمله گروگان گیری، دست می زدند تا آنان را حبس کرده یا ترجیحأ کدهای شان را به سرقت ببرند. با این حال، أمگایی ها با جان و دل آماده جان فشانی بودند، درست مثل فیزیکدان های تراز اول دنیا که به طرح منهتن پیوستند تا سلاح های هسته ای بسازند چون این فیزیکدان ها میدانستند که اگر نخستین کسانی نباشند که این کار را می کنند، کس دیگری با اهدافی غیرآرمانی این کار را خواهد کرد.

نوعی از هوش مصنوعی، با نام اختصاری پرومته، که آنان ساخته بودند اندک اندک تواناتر می شد. هرچند توانمندی های ادراکی آن در بسیاری موارد، از جمله مهارتهای اجتماعی، هنوز به گرد توانمندی انسان نمی رسید، أمگایی ها سخت تلاش می کردند تا پرومته در برنامه نویسی سامانه های هوشمند کاری کند کارستان. آنان از روی عمد این خط مشی را دنبال می کردند چون می خواستند استدلال «انفجار هوش» ریاضیدان بریتانیایی ایروینگ گوود را به مرحله عمل درآورند که در سال ۱۹۶۵ گفته بود «بهتر است ماشین آبرهوشمند را ماشینی تعریف کرد که میتواند از فعالیت های هوشمندانه با هوش ترین انسان نیز پیشی گیرد. از آنجا که طراحی این گونه ماشین ها یکی از این فعالیت های هوشمندانه است، ماشین آبرهوشمند می تواند ماشین های به مراتب هوشمندتری بسازد و با عملی شدن آن، «انفجار هوشمندی» بی چون و چرا به واقعیت می پیوندد و هوشمندی آدمی عقب می ماند. بنابراین نخستین آبرماشین، واپسین ابداع آدمی است، مشروط بر این که به قدری رام باشد که به ما بگوید چگونه او را کنترل کنیم.»

آنان به این نتیجه رسیدند که اگر این شیوه خوداصلاحی را تداوم بخشند، طولی نمی کشد که این ماشین آن قدر باهوش می شود که مهارت های مفید آدمی را به خود یاد بدهد.

میلیون های نخستین ساعت نه صبح روز جمعه بود که گروه آمگا تصمیم گرفت برنامه خود را به اجرا درآورد. پرومته در خوشه کامپیوتری سفارشی خود می غرید که در ردیف درازی از قفسه های اتاق وسیعی با تهویه هوا جای داشت و دسترسی به این اتاق کنترل شده بود. این خوشه کامپیوتری به دلایل امنیتی به اینترنت وصل نبود، اما نسخهای محلی از بیشتر برنامه های وب را داشت ویکیپیدیا، کتابخانه کنگره، تویتر، منتخبی از یوتیوب، بخش بزرگی از فیس بوک، و غیره) تا به عنوان داده های آموزشی از روی آنها آموزش ببیند. گروه از این جهت این ساعت خاص را برای آغاز کارش انتخاب کرده بود تا کسی مزاحم شان نشود چون خانواده ها و دوستانشان فکر می کردند که برای گردهمایی مشترک آخر هفته دور هم جمع شده اند. آشپزخانه کوچکی داشتند که پر بود از غذاهای میکروویوشدنی و نوشابه های انرژی زا و آماده بودند که کارشان را آغاز کنند.

آنگاه که کامپیوتر را راه انداختند، عملکرد پرومته در برنامه نویسی سامانه های هوشمند بدتر از آنها بود، اما پرومته با سرعتی که داشت این نارسایی را جبران کرد و کار هزاران ساله یک نفر آدم را در مدتی که آنها داشتند رد بول (نوعی نوشابه انرژی زا) مینوشیدند، انجام داد. ساعت ۱۰ صبح بود که پرومته نخستین بازطراحی خود را کامل کرد که نسخه دوم آن بود و اندکی بهتر شده بود ولی هنوز به انسان نمی رسید. زمانی که پرومته در ساعت ۲ بعد از ظهر نسخه پنجم خود را راه انداخت، آمگایی ها مبهوت ماندند چون پرومته از بهترین رکورد عملکرد آنها جلوتر زده بود و به نظر می رسید که آهنگ پیشرفت اش شتاب می گرفت. شب که رسید، آمگایی ها تصمیم گرفتند نسخه دهم پرومته را وارد مرحله دوم برنامه های خود کنند که درآمدزایی بود.

نخستین هدف آمگاییها، ام تورک MTurk، آمازون مکانیکال تورک، بود. آنگاه که ام تورک در سال ۲۰۰۵ برای نخستین بار وارد بازار اینترنتی انبوه سپاری شد، به سرعت رشد کرد و دهها هزار نفر از سرتاسر دنیا به طور ناشناس شب و روز به رقابت برخاستند تا وظایف خرحمالی کاملا سازمان یافته ای به نام هیتها، HITS به معنی وظایف هوشمند انسان را به اجرا درآورند. این وظایف شامل وظایفی از آوانویسی پیام های صوتی گرفته تا طبقه بندی تصاویر و نوشتن مطالب صفحات وب است که همه ویژگی مشترکی دارند و آن این است که اگر درست انجام شان بدهید، کسی متوجه نمی شود که شما نوعی هوش مصنوعی هستید. نسخه دهم پرومته قادر بود به خوبی نیمی از طبقه بندی وظیفه را انجام دهد. برای هر کدام از

طبقه بندی وظیفه، أمگایی ها پرومته را واداشتند تا مدول نرم افزاری هوش مصنوعی سفارشی با عملکرد محدود را طراحی کند که بتواند چنین وظایفی را انجام دهد و به جز آن هیچ کار دیگری نکند. آنگاه آمگایی ها این مدول را در خدمات وب آمازون بارگذاری می کردند که سکوی کامپیوتری ابری بود که می توانست روی هر تعداد ماشین مجازی که آنها اجاره می کردند، کار کند. امگایی ها به ازای دلاری که به بخش کامپیوتر ابری آمازون می پرداختند بیش از دو دلار از بخش ام تورک آمازون می گرفتند. آمازون شک نکرد که شرکت اش ظرفیت این همه فرصت واسطه گری حیرت انگیز را دارد.

برای این که آمگایی ها رد پایی از خود به جای نگذارند، در ماه های بعدی آگاهانه هزاران حساب نزد ام تورک به نام افراد خیالی افتتاح کردند و مدول های ساخت پرومته هویت آنها را به رسمیت شناخت. مشتریان امتورک نوعا در حدود هشت ساعت بعد پرداخت می کنند و همزمان با آن آمگایی ها این پول را روی زمان کامپیوتر ابری بیشتری سرمایه گذاری می کنند و هم چنان از مدل های کاراتر وظیفه پرومته ای که مدام در حال پیشرفت است بهره مند می شوند. امگایی ها می توانستند هر هشت ساعت سرمایه خود را دو برابر کنند، طولی نکشید که عرضه وظیفه ام تورک را اشباع کردند و دریافتند که نمی توانند بدون این که جلب توجه کنند روزانه بیش از یک میلیون دلار درآمد داشته باشند. با این حال، این مقدار درآمد بیش از بودجه ای بود که امگایی ها برای مرحله بعدی پژوهش های خود نیاز داشتند و نمی خواست از مدیر مالی ارشد شرکت تقاضای بودجه کنند.

بازی های خطرآفرین جدا از کامیابی های هوش مصنوعی شان، یکی از طرح های جالب اخیر آمگایی ها این بود که چنان برنامه ریزی کنند که پس از راه اندازی پرومته هر چه سریع تر با آن به درآمدزایی برسند، حال که اقتصاد دیجیتالی در دسترس همگان قرار می گرفت، آیا بهتر بود بازی های کامپیوتری می ساختند، موسیقی تولید می کردند، فیلم یا نرم افزار می ساختند، کتاب یا مقاله می نوشتند، روی بازار سهام تجارت می کردند، یا ابداعات تازه ای تدارک می دیدند و آنها را می فروختند؟ هدف این بود که آهنگ برگشت سرمایه گذاری بیشینه شود، اما خط مشی های رایج سرمایه گذاری کمترین کاری بود که آنها قادر به انجام آن بودند، به این معنی که سرمایه گذار معمولی با برگشت سالانه ۹٪ خشنود بود، اما سرمایه گذاری های امتورک آمگاییها ساعتی ۹ برگشت داشت و روزی هشت برابر بیشتر پول می ساخت. حال که بازار ام تورکشان اشباع شده بود، گام بعدی چه بود؟

آغازین فکر آنان این بود که به معاملات بازار سهام بپیوندند و قریب به اتفاق أمگایی ها در مرحله ای از دوران فعالیت خود پیشنهادهای شغلی پردرآمدی برای تولید برنامه های هوش مصنوعی جهت صندوق های سرمایه گذاری تأمینی را رد کرده بودند که دقیقا در این زمینه سرمایه گذاری های سنگین انجام می دادند. بعضی از آنها به یاد داشتند که چگونه از این راه هوش مصنوعی توانست با تولید فیلم برتری Transcendence نخستین میلیونها دلار خود را کسب کند. اما مقررات جدیدی که پس از سقوط سال گذشته برای بازار مشتقات وضع شده بودند، اختیارات آنها را محدود می کرد. دیری نپائید آمگاییها دریافتند که حتی اگر درآمدی بیش از سرمایه گذاران دیگر در این بازار عایدشان می شد، به احتمال زیاد باز هم به گرد درآمدی نمی رسید که می توانستند با فروش محصولات خود کسب کنند. حال که نخستین هوش مصنوعی آبرهوشمند را در اختیار داشتند، بهتر بود که به جای شرکت های دیگر در شرکت های خود سرمایه گذاری می کردند. هرچند ممکن بود مواردی استثنایی پیش آید (از جمله استفاده از توانمندی های ابرانسانی پرومته در سرقت اطلاعات درونی شرکت ها و آنگاه داشتن اختیار خرید یا عدم خرید سهام هایی که در شرف تغییرات ناگهانی بودند)، أمگایی ها فکر می کردند این کارها ارزش آن را ندارد که ناخواسته جلب توجه کنند.

آنگاه که آمگایی ها تمرکز خود را به محصولاتی معطوف ساختند که می توانستند تولید کنند و بفروشند، بازی های کامپیوتری می توانست نخستین گزینه ای باشد که بازار خوبی داشت. پرومته می توانست به سرعت در طراحی بازی های جذاب، کدنویسی، طراحی گرافیکی، سه بعدی سازی تصاویر، و آنچه برای تولید محصولی نهایی در این زمینه که آماده عرضه به بازار باشد، مهارت فوق العاده ای کسب کند. فزون بر آن، پرومته پس از این که همه داده های موجود در وب را درباره سلیقه کاربران سبک و سنگین کرد، دقیق خواهد فهمید که هر طبقه ای از علاقه مندان به بازی های کامپیوتری چه خواسته ای دارند و خواهد توانست چنان توانایی آبرانسانی در خود بیافریند که بازی های کامپیوتری را برای عواید فروش بهینه کند. بازی کامپیوتری طومار اژدهاSkyrim : V Scrolls Elder The نوعی بازی کامپیوتری است که امگایی ها روی ساخت آن زمان زیادی تلف کردند و هفته اول در سال ۲۰۱۱ که به بازار آمد بیش از ۴۰۰ میلیون دلار فروش داشت. آنها مطمئن بودند که پرومته می توانست بازی ای دست کم با این چنین قدرت اعتیاد آوری را با منابع کامپیوتری ابری ۱ میلیون دلاری، در عرض بیست و چهار ساعت آماده کند. آنگاه أمگایی ها می توانستند آن را آنلاین بفروشند و از پرومته بخواهند تا انسان ها را تقلید و آن را در فضای وبلاگ ها تبلیغ کند. هرگاه این بازی هفته ای ۲۵۰ میلیون دلار فروش می کرد، امگاییها سرمایه خود را در عرض هشت روز می توانستند هشت برابر کنند که بازده آن ۳٪ در هر ساعت می شد که اندکی کمتر از آغاز سرمایه گذاری آنها در ام تورک بود اما به مراتب پایدارتر از آن بود. أمگایی ها برآورد کردند که اگر روزانه مجموعه های دیگری از بازی های کامپیوتری را بسازند، خواهند توانست، بدون این که بازار بازی های کامپیوتری را اشباع کنند، در مدت زمان کوتاهی درآمدی بالغ بر ۱۰ میلیارد دلار کسب کنند.

با وجود این، یکی از متخصصین امنیت سایبری در میان اعضای گروه بود که امگایی ها را از برنامه بازی های کامپیوتری منصرف کرد. وی آنان را از خطر درز پرومته و از دست دادن کنترل دودمان پادشاهی خود آگاه کرد. از آنجا که آمگایی ها نمی دانستند که چگونه اهداف پرومته در حین خوداصلاحی برگشتی اش متحول می شود بر آن شدند تا جانب احتیاط را گرفته و در مهار کردن پرومته چنان عمل کنند که نتواند به اینترنت درز کند. برای موتور اصلی پرومته که در اتاق سرور گروه کار می کرد از مهار فیزیکی استفاده کردند، به این طریق که پرومته به اینترنت وصل نبود و خروجی های آن به شکل پیام ها و اسنادی بود که به کامپیوتری فرستاده می شد که آن را امگایی ها کنترل می کردند.

از سوی دیگر، اگر برنامه پیچیده ای که پرومته تولید کرده بود روی کامپیوتری اجرا می شد که به اینترنت وصل بود، خطرناک بود چون آمگایی ها هیچ راهی نداشتند که بدانند پرومته چکار خواهد کرد و نمی دانستند که، مثلا، آیا خود را به طور مجازی پخش خواهد کرد یا نه. وقتی که می خواستند نرم افزاری را که پرومته برای وظایف امتورک نوشته بود امتحان کنند، برای احتیاط آن را داخل توعی ماشین مجازی اجرا کردند. هر ماشین مجازی برنامه ای است که کامپیوتر واقعی را شبیه سازی می کند. برای مثال، بسیاری از کاربران کامپیوترهای مکینتاش، نرم افزار ماشین مجازی را می خرند که با آن بتوانند برنامه های ویندوز را اجرا کنند و این احساس را داشته باشند که به راستی دارند با کامپیوتر ویندوز کار می کنند. آمگاییها ماشین مجازی خود، با نام اختصاری جعبه پاندورا، را ساخته بودند که کامپیوتر فوق العاده ساده ای را شبیه سازی می کرد که قطعات جانبی کامپیوترهای معمولی، از جمله صفحه کلید، مانیتور، بلندگو، یا مودم را نداشت. برای آوانوشته های صوتی امتورک، آمگاییها چنان ترتیب داده بودند که آنچه وارد جعبه پاندورا می شود تنها یک فایل صوتی باشد و آنچه از آن خارج می شود تک سند متنی باشد که آوانوشته صوت اولیه است. قوانین جعبه حاکم بر نرم افزار حکم قوانین فیزیک حاکم بر ما در درون جهان هستی را داشت، یعنی، نرم افزار نمی توانست از جعبه بیرون بیاید، چطور که ما هر قدر هم باهوش باشیم، باز هم نمی توانیم سریع تر از سرعت نور حرکت کنیم. به جز تک ورودی و خروجی، نرم افزار درون جعبه پاندورا در جهانی حبس شده بود که قوانین محاسباتی خودش بر آن حاکم بود. امگایی ها چنان به این نرم افزار بدگمان بودند که آن را از لحاظ زمان نیز مهار کردند و طول عمر این نرم افزار بی وفا را محدود ساختند. برای مثال، هر بار که نرم افزار آوانویسی مهارشده، آوانویسی یک فایل صوتی را تمام می کرد، همه محتوای حافظه جعبه پاندورا به طور خودکار پاک و برنامه از نو نصب می شد. بدین منوال، آنگاه که وظیفه آوانویسی بعدی آغاز می شد، نمی دانست پیشتر چه رخ داده است و از این رو با گذشت زمان توانایی یادگیری نداشت.

أمگاییها که می خواستند از ابر آمازون برای طرح امتورک استفاده کنند، قادر بودند همه مدول های وظیفه های مختلف را که پرومته ساخته بود در چنین جعبه های مجازی در ابر قرار دهند، چون ورودی و خروجی ام تورک خیلی ساده بود. این برنامه ریزی برای بازی های کامپیوتری پر از جلوه های گرافیکی کارگر نبود که نمیشد آنها را مهار کرد چون باید به تمام امکانات سخت افزاری کامپیوتر بازیکن دسترسی می داشتند. فزون بر آن، أمگایی ها نمی خواستند هیچ کاربر کامپیوتر حرفه ای به گد بازی های آنها دسترسی پیدا کرده و به وجود جعبه پاندورا پی ببرد و تصمیم بگیرد درون آن را وارسی کند. خطر درز به فضای اینترنت نه تنها بازار بازی های کامپیوتری، بلکه بازار بسیار سودآور نرم افزارهای دیگر را نیز از حیطه فعالیت امگاییها خارج می کرد که صدها میلیارد دلار پول در آن خوابیده بود.

میلیاردهای نخستین

امگایی ها در جستجوی محصولاتی بودند که بسیار با ارزش، دیجیتالی ناب (اجتناب از تولید گند)، و به آسانی قابل درک باشند (برای مثال، متن یا فیلم هایی که می دانستند درز نمی کنند. در پایان، تصمیم گرفته بودند نوعی شرکت رسانه ای راه اندازی کنند که در آغاز سرگرمی های متحرک تولید می کرد. وب سایت، برنامه بازاریابی، و اعلامیه رسمی آن، حتی پیش از این که پرومته آبرهوشمند شود، آماده عرضه بودند اما آنچه این مجموعه کم داشت این بود که محصولی نداشت.

هر چند روز یکشنبه که رسید توانمندی پرومته چشمگیر شده بود و هم چنان از ام تورک پول پارو می کرد، اما توانمندهای هوشمندانه آن هنوز محدود بودند، چون به عمد پرومته را چنان بهینه سازی کرده بودند که سامانه های هوش مصنوعی طراحی کند و نرم افزاری بنویسد که تنها وظایف پیش پا افتاده ام تورک را انجام دهد. برای مثال، پرومته در ساختن فیلم خوب نبود، نه به دلیلی اساسی بلکه به همان دلیل که جیمز کامرون وقتی که به دنیا آمد در ساختن فیلم خوب نبود چون فیلم سازی مهارتی است که باید با گذشت زمان آن را آموخت. پرومته نیز مثل فرزند انسان می توانست هر آنچه را می خواست از داده هایی که در اختیار داشت بیاموزد. در حالی که جیمز کامرون سالها طول کشیده بود تا خواندن و نوشتن یاد بگیرد، پرومته را روز جمعه آموزش دادند که هم بخواند و هم بنویسد و در عرض همان روز او توانست همه ویکیپیدیا و میلیونها کتاب را بخواند. فیلم سازی مشکل تر بود. نوشتن نمایشنامه ای که برای انسانها جالب باشد، به اندازه نوشتن کتاب مشکل بود و مسلتزم درک همه جانبه جامعه انسانی و چیزهایی بود که می توانست انسان ها را سرگرم کند. تبدیل نمایش نامه به فایل ویدیویی نهایی مقدار زیادی سه بعدی سازی هنرپیشه ها، و صحنه های پیچیده ای که هنرپیشه ها در آن حرکت می کنند، شبیه سازی صداها، تولید موسیقی های متن گیرا، و… را می طلبد. صبح روز یکشنبه که رسید، پرومته می توانست فیلم دو ساعته ای را در عرض یک دقیقه تماشا کند که شامل خواندن کتابی که فیلم براساس آن ساخته شده بود و نقدها و

امتیازهایی نیز بود که مردم به فیلم داده بودند. مگایی ها متوجه شدند که پرومته پس از این که پشت سرهم صدها فیلم را تماشا کرد، می توانست پیشگویی کند که چه نوع نقدهایی به آنها خواهد شد و نظر مردم درباره آنها چه خواهد بود. در واقع پرومته آموخت که خود فیلم ها را چنان نقد کند که بینش درستی از فیلم به دست آید و درباره همه چیز، از داستان هایی که در فیلم اتفاق می افتد و عملکرد هنرپیشه ها تا جزئیاتی از قبیل نورپردازی و زاویه حرکت دوربین اظهار نظر کند. آمگایی ها از این توانایی پرومته به این نتیجه رسیدند که وقتی پرومته فیلم های خود را بسازد خواهد فهمید که این فیلمها با چه استقبالی روبرو خواهند شد.

آنان پرومته را برنامه نویسی کردند تا در مرحله اول انیمیشن بسازد و این سوال پیش نیاید که هنرپیشه های شبیه سازی شده چه کسانی بوده اند. امگایی ها شب یکشنبه را گردهم آمدند تا آبجو بنوشند و پاپ کورن میکروویوی بخورند و زیر چراغ های کم نور به تماشای نخستین فیلم ساخته پرومته بنشینند که انیمیشنی بود خیالی-کمدی به شیوه انیمیشن یخ زده که آن را والت دیسنی ساخته بود. در این انیمیشن، سه بعدی سازی را برنامه مهارشدهای انجام داده بود که پرومته در ابر آمازون نوشته بود و ساختن آن حداکثر به اندازه سود یک روزه ۱ میلیون دلاری ام تورک هزینه برده بود. فیلم را که تماشا می کردند آن را شگفت انگیز و خطرناک یافتند چون نوعی ماشین، بدون دخالت انسان، آن را ساخته بود. با وجود این، طولی نکشید که به شیرین کاری هایی که در فیلم اتفاق می افتاد می خندیدند و در لحظات هیجان آور آن نفس در سینه حبس می کردند. تعدادی از افراد گروه به پایان حزن انگیز فیلم اشک ریختند و چنان در واقعیت خیالی آن غرق شدند که از خالق فیلم فراموش کردند.

أمگاییها روز افتتاح وب سایت شان را به روز جمعه موکول کردند تا پرومته بتواند در این مدت فیلم های بیشتری بسازد و آنان هم کارهایی را انجام دهند که به پرومته اعتماد نداشتند، برای مثال، آگهی های بازرگانی بخرند و برای شرکت های مجازی خود که در چند ماه گذشته تأسیس کرده بودند کارمند استخدام کنند. برای کم کردن ردپای خود، أمگاییها داستان روی صفحه اصلی سایت رسمی شرکت را به این اختصاص دادند که شرکت رسانه ای آنها (که علنی با شرکت امگاییها رابطه ای ندارد) بیشتر فیلم های خود را از فیلم سازهای مستقل می خرد که تازه کارهای تکنولوژی های بالا در نواحی کم درآمد هستند. این فیلم سازهای خیالی در مکان های دورافتاده ای چون تیرو چچیراپالی و یاکوستک بودند که سمج ترین خبرنگاران نیز زحمت دیدن این مکان ها را به خود راه نمی دهند. تنها کارمندانی که آنها به راستی استخدام کردند در بخش بازاریابی و مدیریتی شرکت بود و به آنان که تیم تولید را جویا می شدند، می گفتند که این تیم در مکان دیگری مستقر است و در آن لحظه مصاحبه با آنها ممکن نیست. برای هماهنگی با داستان روی سایت شرکت، آمگاییها شعار «پیش به سوی استعداد خلاق جهان» را برگزیدند و شرکت شان را شرکتی معرفی کردند که تکنولوژی های روز را در اختیار مردم خلاق، به ویژه در دنیای در حال رشد، می گذاشت و از این نظر همتایی نداشت.

روز جمعه که فرا رسید، بازدید کنندگان کنجکاو اندک اندک از سایت آنها دیدن کردند و با چیزی شبیه به خدمات سرگرم کننده شرکت های نتفلیکس و هولو روبرو شدند که تفاوت های جالبی با آنها داشت. همه سریال های انیمیشنی جدید بودند و کسی آنها را ندیده بود. این سریالها گیرا بودند چون بیشترشان از اپیزودهای چهل و پنج دقیقه ای تشکیل می شدند که داستان جالبی داشتند و هر یک جایی خاتمه می یافت که بیننده مشتاق دوست داشت بداند که در اپیزود بعدی چه اتفاق می افتد. این انیمیشن ها ارزان تر از اینیمیشن های رقبا بودند. نخستین اپیزود هر سریال مجانی بود و بیننده می توانست اپیزودهای بعدی را هر کدام چهل و نه سنت بخرد و اگر کسی همه اپیزودهای سریالی را با هم می خرید، تخفیف می گرفت. روز اول تنها سه سریال، هر کدام با سه اپیزود، عرضه شد اما روزانه اپیزودهای تازه ای به آنها افزوده می شد و سریال های جدیدی نیز عرضه می شدند که برای سلایق گوناگون بودند. نخستین دو هفته ای که از کار پرومته گذشت، مهارتهای فیلم سازی او به سرعت اصلاح یافت، نه تنها از این نظر که کیفیت فیلمها بهتر شد بلکه الگوریتم هایی که پرومته برای شبیه سازی شخصیت های فیلم ها و مسیردهی پرتوها به کار می برد از هزینه های محاسبات ابری ساخت هر اپیزود تازه به شدت می کاست. حاصل این بود که امگاییها ده ها سریال تازه را در عرض نخستین ماه فعالیت خود تولید کردند و توانستند طیف وسیعی از بینندگان، از کودک گرفته تا بزرگسال، را پوشش دهند و نیز سریال های شان را به همه زبانهای عمده دنیا عرضه کردند و سایت خود را در مقایسه با همه سایت های رقیب بین المللی تر ساختند. تعدادی از مفسران تحت تأثیر قرار گرفتند که نه تنها موسیقی های متن بلکه خود ویدیوها نیز چند زبانه بودند. برای مثال، آنگاه که شخصیت های فیلم به زبان ایتالیایی حرف میزدند حرکت لبها با واژه هایی که ادا میشد هماهنگ و حرکت دست های آن ها نیز به سان ایتالیایی ها بود. گرچه پرومته از هر نظر توانایی آن را داشت که هنرپیشه ها را چنان شبیه سازی کند که با انسان مو نزنند، اما مگاییها نمی خواستند دست شان رو شود. با وجود این، سریال هایی با شخصیت های انسانی متحرک نیمه واقعی ساختند که در بعضی از ژانرها با شوهای زنده و فیلم های تلویزیونی رقابت می کردند.

شبکه آنها اعتیادآور شد و بینندگان روزافزونی را به سوی خود جلب کرد. بسیاری از علاقه مندان فیلم های آنها، شخصیت ها و داستان های فیلم ها را هوشمندتر و جذاب تر از بسیاری از گران ترین فیلمهای سینمایی هالیود یافتند و خوشنود بودند که می توانستند فیلم های شرکت امگایی ها را با پرداخت هزینه ناچیزی تماشا می کنند. با تبلیغات گسترده (که آمگایی ها از عهده آن بر می آمدند چون هزینه های تولید فیلم های آنها کم و بیش صفر بود)، پوشش رسانه ای عالی، و تحسین کاربران که دهان به دهان می گشت، عایدی کل أمگایی ها در عرض یک ماه که از افتتاح شرکت شان می گذشت به روزانه ۱۰ میلیون دلار سر برداشت. پس از دو ماه، أمگایی ها از شرکت نتفلیکس پیشی گرفتند و پس از سه ماه درآمدشان به روزانه ۱۰۰ میلیون دلار رسید تا اندک اندک با شرکت های تایم وارنر، دیسنی، کومکاست و فاکس که بزرگترین امپراتوری های رسانه ای جهان بودند، شانه به شانه سائید.

کامیابی جنجالی آمگایی ها توجه ناخواسته ای را به سوی آنها جلب کرده بود، از جمله این که حدس زده میشد آنها از هوش مصنوعی فوق العاده توانایی استفاده می کنند، اما مگایی ها با صرف کسر ناچیزی از درآمدشان توانستند کمپین نسبتا موفقی از ارائه اطلاعات نادرست را راه اندازی کنند. از دفتر پرزرق و برق منهتن، سخن گویان تازه استخدام آنها درباره داستانهای روی سایتشان سخنها گفتند. بسیاری را برای اهداف پوششی استخدام کردند، از جمله نمایشنامه نویسان واقعی از سرتاسر دنیا سریال های تازه را می نوشتند و هیچ یک از پرومته خبر نداشت. شبکه بین المللی گیج کننده ای از پیمانکاران فرعی به کارمندان شان این گونه وانمود می کردند که بیشتر کارهای سریال ها را دیگرانی در جاهای دیگر انجام می دهند.

برای کاستن از آسیب پذیری شان و برای این که با محاسبات ابری سنگین، دیگران را متوجه خود نکنند، آمگایی ها مهندسینی نیز استخدام کردند تا تأسیسات کامپیوتری بزرگی را در سرتاسر دنیا بسازند که صاحب آنها شرکت های مجازی غیروابسته باشند. هرچند این مراکز برای جامعه محلی به عنوان «مراکز داده سبز» معرفی شدند چون در آنها بیشتر از انرژی خورشیدی استفاده می شد، در واقع این مراکز تأسیساتی بودند که به جای ذخیره سازی، کار محاسباتی می کردند. پرومته توانسته بود اثر انگشت آنها را، تنها با استفاده از سخت افزارهای موجود و کمینه کردن زمان ساخت آنها، به حداقل برساند. آنان که این مراکز را ساخته و دایر کردند نمی دانستند که چه چیزی با آنها محاسبه می شود. به گمان آنان، این مراکز تأسیساتی محاسبات ابری تجاری شبیه به آنهایی بودند که شرکت های آمازون، گوگل، و مایکروسافت به کار می بردند و تنها می دانستند که همه معاملات از راه دور کنترل می شوند.

تکنولوژی های جدید در مقیاس زمانی چند ماهه، امپراتوری تجاری آمگا که از برنامه ریزی ابرانسانی پرومته بهره می برد، توانست در هر شاخه ای از اقتصاد جهانی جا پایی برای خود باز کند. پرومته با تحلیل دقیق داده های جهانی، در همان هفته نخست برنامه ریزی رشد گام به گام را در اختیار مگایی گذاشت. گرچه هنوز مانده بود تا پرومته عقل کل شود، اما توانایی های کنونی اش به قدری از انسان جلو زده بود که امگایی ها او را غیب گویی بزرگ می پنداشتند که از روی وظیفه شناسی به پرسش های آنها پاسخ های هوشمندانه ای میداد.

حالا نرم افزار پرومته کاملا بهینه شده بود تا روی سخت افزار پیش پا افتاده ساخت دست بشر اجرا شود و آن گونه که امگایی ها پیش بینی کرده بودند، پرومته راه های اصلاح بنیادی این سخت افزار را شناسایی کرد …

Let’s block ads! (Why?)

ادامه مطلب