Categories
علم و فناوری

بازی Marvel’s Avengers همان نقش‌آفرینی ابرقهرمانی است که همیشه می‌خواستیم

بازی جدید اسکوئر انیکس یعنی Marvel’s Avengers یکی از مورد انتظارترین بازی‌های سال جاری میلادی است که اتفاقا زمان زیادی هم تا عرضه‌اش باقی نمانده. اخیرا رایان گیلیام (Ryan Gilliam)، نویسنده وبسایت پالیگان موفق به تجربه بتایی ۱۰ ساعته از بازی شده است که در ادامه نظر او در مورد این بازی را با هم می‌خوانیم.


از زمان نمایش اولیه‌ی بازی در E3 2019، کریستال داینامیکس برای نشان دادن تمام و کمال سبک بازی مارول اونجرز مشکل اساسی داشته است. آیا با یک بازی تک نفره در سبک آنچارتد طرف هستیم؟ یا یک بازی لوت محور شبیه دستینی؟ هر تریلر و استریم هم دید طرفداران احتمالی بازی را بیش از پیش غبار‌آلود می‌کرد.

اما بعد از ۱۰ ساعت بازی کردن نسخه‌ی بتای مارول اونجرز، بالاخره روشن شد که این بازی چه سبک و استایلی دارد: یک نقش‌ آفرینی چند نفره‌ی خوش ساخت که سر و شکل سوپرهیرویی دارد.

اونجرز مارول دقیقا چیست؟

نسخه بتای بازی همانطور که در اولین نگاه در E3 2019 دیدیم، با ماموریت «روز اونجرز» شروع می‌شود. یک ماموریت خطی برای آشنایی با عملکرد هرکدام از هیروها. از ثور به آیرون‌من، هالک، کاپتان آمریکا و نهایتا بلک ویدو.

بعد از تمام شده این مرحله، بازی جهشی به چند ماموریت بعد می‌زند. دلیل اتفاقات روز اونجرز همچنان در هاله‌ای از ابهام قرار دارد، اما به نظر می‌رسد کاپتان آمریکا مرده و اونجرز از هم پاشیده است.

دوربین بروس بنر (هالک) و کامالا خان (میس مارول) را جایی در میان جنگل نشان می‌دهد. این ماموریت به مراتب کندتر از ورودی پر زد و خورد بازی آغاز می‌شود. ظاهرا کامالای جوان به تازگی شروع به همکاری با اونجرز -یا حداقل هالک- کرده و در این ماموریت این دو در تلاشند تا تونی استارک (آیرون من) در تبعید را پیدا کنند.

نهایتا دو ابر قهرمان به گروهی از سربازها برمی‌خورند و بروس به هالک تبدیل می‌شود. من مابقی مرحله را با هالک گذراندم و چندتایی از سربازان AIM را نفله کردم. مثل بقیه‌ی هیروهای بازی اونجرز، بازی کردن با هالک دقیقا همان چیزی بود که فکر می‌کردم.

به‌عنوان هالک، من بسیار بزرگ‌تر از دشمنانم هستم. همینطور که با مشت و لگد از بین دسته‌های دشمنان راهم را باز می‌کنم، هر از گاهی هم دکمه‌ی مربع روی دسته‌ی پلی‌استیشن را فشار می‌دهم تا یک از سربازان نگون بخت را بلند کنم و از آن به عنوان سلاح یا حتی یک راکت کوچک استفاده کنم. هالک در میدان مبارزه یک هرج و مرج مجسم است. حتی در ماموریت‌ها بعدی وقتی تلاش می‌کردم تمرکزم روی یک هدف مشخص باشد، نمی‌توانستم جلوی خودم را بگیرم که ناخواسته افراد و اشیا اطرافم را تخریب نکنم. مشکل من با هالک در قسمت‌های پلتفرمینگ بود. او مشخصا گنده است. به نظر می‌رسد بازیکنان هالک برای بالا رفتن یا حرکت کردن از این نقطه به آن نقطه، مشکل جدی داشته باشند.

گاهی در میان ماموریت، بازی جای هالک را با میس مارول عوض می‌کرد تا چند تا از آدم بدهای AIM را کتک بزند و یک آزمایشگاه را کاوش کند. که نهایتا به یک سری از ابزارهای می‌رسد و کنجکاوی کامالا را بر‌می‌انگیزد. کامالا و هالک شبیه‌ترین هیروهایی هستند که در نسخه‌ی بتا در دسترس است. کامالا به نظر متمرکز تر از هالک می‌رسد. حتی وقتی کش می‌آید و زیادی بزرگ می‌شود، هدایت قدرت تخریبش به سمت یک دشمن خاص، کار زیاد سختی نیست. درحالی که هر دو قهرمان دشمان نزدیک را با مشت‌های سهمگین از پا در می‌آورند و توانایی بلند کردن آن‌ها را دارند، همچنان تجربه‌ی متفاوتی از مبارزه به بازیکن می‌دهند. این یکی از بزرگ‌ترین نقاط قوت بازی است.

ماموریت با باس فایت بین هالک با آبومینیشن‌ (امیل بلانسکی ملقب به Abomination یک انسان جهش یافته و یکی از ویلین‌های کمیک‌های مارول است.) به پایان می‌رسد.

به جز دو سه ماموریت آموزشی که بعد از رسیدن کامالا و هالک به اقامتگاهشان (یک پایگاه هوایی متروک متعلق به اونجرز) رخ می‌دهد. بقیه‌ی ماموریت‌های نسخه‌ی بتا از این حالت خطی خارج می‌شوند. اگرچه اونجرز یک بازی جهان‌باز نیست، اما در عوض من می‌توانم ماموریت بعدیم را از بین تعدادی ماموریت در نقاط مختلف انتخاب کنم.

این ماموریت‌ها -حداقل در نگاه اول- شبیه هیچکدام از تجربه‌های قبلی من نبودند. وقتی یک ماموریت را انتخاب می‌کنم باید از لیست شخصیت‌های اونجرز (هالک، میس ماورل، آیرون من و بلک ویدو در نسخه‌ی بتا) یکی را انتخاب کنم. بعد از آن می‌توانم دوستانم را هم دعوت کنم تا با دیگر انقامجویان، من را در انجام ماموریت همراهی کنند. یک تیم ۴ نفره که می‌تواند متشکل از دوستانم باشد، یا با بازیکنان رندوم دیگر پر شود، و یا حتی با هوش مصنوعی جایگزینشان کنم.

به محض اینکه بتا باز شد، من آیرون من را انتخاب کردم. شخصیتی که از دوران کودکی دوست داشتم ولی تا به حال پیش نیامده بود که از حضورش در یک ویدیوگیم لذت ببرم. آیرون من به کلی با هالک و میس مارول متفاوت است. در هوا پرواز می‌کنم و ترکیبی از سلاح‌های دوربرد و دستی برای حملاتم در اختیار دارم. به جای حملات سنگین استاندارد، امکان انتخاب بین دفع کننده‌ها، موشک‌ها و لیزر برای موقعیت‌های مختلف وجود دارد. این حس را به من میداد که قدرت‌های زرهم را مدیریت می‌کنم. به طور مداوم مبارزه‌ی زمینی را با هوایی و بالعکس عوض می‌کنم و بسته به موقعیت امکانات زره را با در حین پرواز باهم ترکیب می‌کردم.

در بتا، تعدادی ماموریت با عنوان وارزون وجود داشت. ماموریت‌های قابل تکراری که پیشرفت قابل اعتنایی در داستان ایجاد نمی‌کنند. یکی از آن‌ها تیم من را با هدف تخریب چند توربین، به یک آزمایشگاه فرستاد. درحالی که دیگری من را به جنگل فرستاد تا یک ساختمان مخفی را پیدا کنم. ماموریت اول تقریبا ۱۰ دقیقه طول کشید در حالی که دومی ۳۰-۴۰ دقیقه‌ای طول کشید. هر دو وارزون بودند ولی تفاوت زیادی با یکدیگر داشتند.

بتا همچنین دو ماموریت طولانی‌تر هم داشت. اولی «کد: سبز» خوانده می‌شد و به نظر یک ماموریت هالک محور بود. وقتی انتخابش کردم، به صورت خودکار هالک را برایم انتخاب کرد. برداشت من این بود که یک نفر در تیم باید هالک باشد، چرا که عناصر داستانی این ماموریت برای پیشرفت نیاز به حضور هالک داشتند. اما ساختار این ماموریت با ماموریت‌های اولیه‌ی بازی به کل متفاوت بود. بیشتر شبیه یک نسخه‌ی طولانی‌تر وارزون بود. با اهداف متفاوت در نقاط مختلف و یک اتاق در پایان کار که پر از دشمن‌های قدرتمند است.

ماموریت آخر حاضر در بتا حدود ۴۵ دقیقه طول کشید و یک باس فایت مفصل در مقابل یک تانک غول پیکر داشت. اما برای اینکه در مقابل این غول، شانسی داشته باشم، باید هدف اصلی بازی را دنبال میکردم: لوت کردن

بیشتر بخوانید:

چه چیزی لوت کردن در اونجرز را اینقدر توجیه پذیر می‌کند؟

بیشتر از هر چیز دیگری، مارول اونجرز یک بازی لوت محور است. همینطور که مراحل و ماموریت‌های مختلف را پشت سر می‌گذارم، لوت‌هایی برای هیروهای مختلف به‌دست ‌می‌آوردم. برای میس مارول مدال‌های افتخار و زره مقاوم پیدا کردم. با هالک افزونه‌های جدید برای استخوان‌هایم برداشتم. این لوت‌ها ظاهر کاراکتر را تغییر چندانی نمی‌دهند، اما به طرز چشمگیری قابلیت‌های داخل بازی قهرمانان را افزایش می‌دهند.

لوت‌ها فراوانی و ندرت متفاوتی دارند. قطعات سفید قدرت خاصی اضافه نمی‌کنند درحالی که قطعات بنفش، سه قدرت مختلف به قهرمان شما می‌افزایند. این قدرت‌ها از تقویت دفاعی یا تهاجمی شما تا کاهش صدمه‌ی اشعه‌ی گاما کاربرد دارند. هر لوت هم یک سطح قدرتی خاص دارد که می‌توان با خرج کردن پول‌های داخل بازی،‌ آن را افزایش داد.

قهرمان‌ها همچنین لول آپ می‌شوند و مهارت‌های جدید کسب می‌کنند. وقتی با آیرون من شروع کردم، من فقط به یک سری از کمبو‌های ابتدایی و فقط سلاح‌های دفاعی او دسترسی داشتم. زمانی که لول آپ شد، موشک‌ها، لیزر، کمبوهای جدید و حرکات پیشرفته‌تر مثل شیرجه‌ی انفجاری هم، کم کم به امکاناتم اضافه شد. شخصیت‌هایی مثل بلک ویدو هم مثل آیرون‌من امکانات و ابزارهایی برای به دست آوردن داشتند. در حالی که هالک و میس مارول، حالت‌های جدید بلند کردن و ضربه زدن به دشمنان را کسب می‌کردند. درخت مهارت‌ها وسیع است. هر هیرو سه درخت مهارت مختلف دارد که البته بازی در نسخه‌ی بتا فقط اجازه‌ی استفاده از یکی را می‌داد.

مثل مهارت‌ها، لوت‌ها نیز برای کاراکترهای مختلف منحصر به فرداند. آیرون من لول بالاترین هیروی من بود. قاعدتا وقتی با آیرون من بازی می‌کنم، لوت‌های هالک یا میس مارول را به دست نمی‌آورم. در عوض تونی استارک من همینطور قوی‌تر و قوی‌تر شد. وقتی دوباره هالک را انتخاب کردم تا او را هم قوی‌تر کنم، مثل یک شروع دوباره بود. در جهتی که به من این اطمینان را داد که در نسخه‌ی نهایی، این بازی قابلیت بازی کردن مجدد را خواهد داشت.

بعد از ۱۰ ساعت بازی در بتا، من واقعا برای انتشار بازی هیجان زده‌ام. اما سیستم نقش‌آفرینی بازی گیرایی لازم را در یک بتای چند ساعته نداشت. فراموش نکنید که یک بازی مثل Anthem در بتای محدودش نمایش خوبی داشت، در حالی که هنگام انتشار یک فاجعه‌ی تمام عیار بود. درحالی که امیدوارم مارول اونجرز تجربه‌ی انتم را تکرار نکند، اما من قبلا فریب بتای نقش‌آفرینی‌ها را زیاد خورده‌ام. حتی با وجود اینکه بتای مارول اونجرز از کل انتم، محتوای متنوع‌تری داشت.

البته همچنان مشکلات بالقوه در مارول اونجرز وجود دارد. آیا بازی بعد از ۱۰۰ ساعت بازی کردن هم به اندازه‌ی ۱۰ ساعت سرگرم کننده خواهد بود؟ ضمن اینکه خبرهای اخیر درباره‌ی انحصار اسپایدرمن برای پلی‌استیشن هم من را مردد کرد. اما اگر مارول اونجرز بتواند سطح کیفی نسخه‌ی بتا را برای تمام کمپین و حتی پسا کمپین حفظ کند، این بازی دقیقا همان چیزی ست که طرفداران مارول سال‌هاست منتظرش هستند.

Let’s block ads! (Why?)

لینک منبع

Let’s block ads! (Why?)

لینک منبع مطلب

Categories
علم و فناوری

اکران آنلاین مولان یعنی کرونا کمتر از ۶ ماه سینما را شکست داد

چندی پیش بود که دیزنی اعلام کرد یکی از پرخرج‌ترین پروژه‌های سینمایی تا به امروزش را که میلیون‌ها دلار صرف برگزاری کمپین‌های تبلیغاتی‌اش کرده بود و در کل چیزی حدود ۲۹۰ میلیون دلار بودجه صرف آن کرده است؛ نه در سینماها بلکه در شبکه دیزنی پلاس اکران خواهد شد. کاربران با پرداخت سی‌دلار می‌توانند به صورت مادام‌العمر این فیلم را در پروفایل خود داشته باشند (تا زمانی که اشتراک دیزنی پلاس دارند، برخلاف فیلیمو و نماوا که تنها ۸ ساعت به کاربر خود اجازه می‌دهند تا به تماشای فیلم اکران شده، پس از خریداری کردن بلیت آن بنشینند!) و فیلم قرار نیست حتی به صورت محدود در سالن‌های فیزیکی سینما اکران شود.

فکر نمی‌کنم هیچ‌کس از ما در اسفندماه سال گذشته فکر می‌کرد اوضاع جهان تا به این حد چپ‌ اندر قیچی بشود و ویروس جدید کرونا چندین ماه مهمان مردم دنیا باشد. کووید ۱۹ تا به امروز قواعد زیادی را در سبک زندگی دنیوی تغییر داده؛ از دورکاری گرفته که در بسیاری از سازمان‌ها اجرایی شده تا بالا رفتن بهداشت فردی بین آحاد جامعه و تاثیر بسزای آن در برخی صنایع نظیر سینما که با آن یک برخورد دوپهلو داشته است.

کرونا از یک طرف سینماهای فیزیکی و روند تولیدات سینمایی را درب و داغان کرده و از آنسو باعث رشد فضایی VODها و پلتفرمر‌های آنلاین استریمینگ در سراسر جهان از جمله ایران خودمان شده است.

آیا کفگیر محتوا به ته دیگ خواهد خورد؟

اما پرسش اول پیش از آنکه به هر مساله دیگری از قبیل سیاست‌های آینده دیزنی و دیگر کمپانی‌ها و وضعیت اکران آنلاین آثار سینمایی و.. برسیم، اینست که آیا VODها می‌توانند تا بیش از یک سال دیگر (اگر شیوع ویروس همینطور ادامه داشته باشد) محتوای جدید پخش کنند؟

مشخص نیست این ویروس تا چه زمانی بدون پادزهر باقی بماند و اگر بخواهد ماجرا چندین سال طول بکشد، باید از خود بپرسیم که پلتفرم‌های آنلاین پخش محتوا تا کی می‌توانند محتوای تصویری دپو شده (تولید و اکران نشده) را پخش کنند؟ در نهایت که باید تولید صورت بگیرد تا محتوای جدیدی به نمایش در بیاید؛ مگرنه؟

جواب این سوال چند وقتیست که توسط سرمایه‌گذاران هالیوودی داده شده است. همانطور که مرزهای قرنطینه خانگی به خاطر فلج شدن اقتصاد دنیا شکست و یقه آبی‌ها (کارگردان و کارمندان) به دستور یقه سفیدان (مدیران و بالا دستی‌ها و دولتمردان) از خانه بیرون زدند و جانشان را در کف دست گذاشتند تا مبادا سرمایه‌های روسا بخوابد، فیلمسازان هالیوودی نیز دستور ادامه روند ساخت بسیاری از فیلم‌ها را صادر کرده‌اند و با برچسب «ضمن رعایت پروتکل‌های بهداشتی» مشغول فیلمبرداری هستند.

ضمن اینکه احتمالا شاهد افزایش رشد تولیدات انیمیشنی باشیم که ساخت و سازشان با راحتی بیشتری از طریق دورکاری امکان پذیر است و بسیاری از آثار انیمیشنی در ایام شیوع ویروس، بدون خللی در روند تولیدشان، به مرحله نهایی رسیدند (مانند Spirit Riding Free و The Croods 2 و The Boss Baby 2. جالب است بدانید دیزنی آنچنان به ریموت کار کردن کارمندانش اهمیت نمی‌دهد و بیشتر آثارش همچنان در استودیو در حال توسعه هستند).

غول‌هایی که خودشان هم وارد بازی شدند

پس مشکل تولید محتوای جدید به لطف طمع سرمایه‌گذاران و البته الزام چرخیدن چرخ اقتصاد حل شده و می‌توان به آن امیدوار بود. بیایید برویم سراغ مراحل بعدی بلایی که کرونا بر سر هنر هفتم آورده و دقیقا بدانیم اوضاع در دنیا از چه قرار است و ممکن است در ایران شرایط چگونه پیش برود.

نت‌فلیکس، دیزنی‌پلاس و برادران وارنر با اچ‌بی‌او مکس و آمازون با آمازون پرایم و اپل با شبکه خود و دیگر شبکه‌های آنلاین VOD، وارد بازار داغی شدند که تا چندی پیش سینماگران دنیا با آن سرشاخ بودند. این افراد اما کم کم با این پلتفرم‌ها آشتی کردند و آثار شاخصی در این شبکه‌ها به نمایش درآمد که شاید یکی از مهمترین آنها آیریش من، آخرین کار اسکورسیزی و با بازی دو غول هالیوودی یعنی پاچینو و دنیرو بود.

درخشش شبکه‌های VOD از چند سال پیش و با حضور نامزدهایی از دل محتواهای تولید شده در این شبکه‌ها در جشنواره‌هایی چون اسکار و گلدن گلاب شروع شد اما اوج آن به اعلام جوایز «امی» امسال برمی‌گردد که بیش از نصفی از نامزدهای اعلام شده متعلق به آثار این شبکه‌های VOD بودند.

آثاری که در این شبکه‌ها ساخته شده نهایتا بودجه‌هایی چند میلیون دلاری داشتند و سریال‌های پرهزینه‌ای همچون See و یا پیش از آن عنوانی چون «بازی تاج و تخت» جزو استثناهای صنعت به شمار می‌رفتند. تا به امروز آثار سینمایی بلاک باستری در این شبکه‌ها به نمایش درنیامده بود و بیشترین لطفی که دیزنی به شبکه آنلاین خود کرده بود، اکران لایواکشن بانو و سگ ولگرد روی دیزنی پلاس بود.

ویروس کرونا اما همانطور که گفته شد، قواعد بازی را عوض کرد و دیزنی با رو کردن فیلم آرتمیس فاول در شبکه دیزنی پلاس، چراغ سبزی به اکران آنلاین آثار سینمایی خود نشان داد. این فیلم پرهزینه و البته ضعیف، به جای اکران فیزیکی سر از دیزنی پلاس در آورد و از آنسو دیگر کمپانی‌ها (مانند سونی و پارامونت) شروع به فروش حق پخش آثار خود به VODها کردند. اینچنین شد که برفرض مثال، آثار نسبتا پرخرجی همچون بلادشات هم سر از VODها در آورد؛ اما هنوز خبری از بلاک باستر نبود.

تا چندی پیش استودیو یونیورسال پیش از دیزنی و سونی و بیشتر از آنها به ماجرای اکران آنلاین علاقه نشان داده بود و رسما وارد یک دعوای جنجالی با صاحبان سینماها شده بود. یونیورسال یکی از موفق‌ترین اکران‌های آنلاین اخیر دوران را با اکران قسمت دوم انیمیشن ترول‌ها و به دست آوردن فروشی بیش از ۲۰۰ میلیون دلار، معادل چند ده میلیون دلار سود خالص برای خود رقم زده است. همین سود و فروش باعث شده که این استودیو به فکر اکران آنلاین بسیاری از عناوین آینده خود بیفتد.

این کمپانی در نهایت با سالن‌های سینما به یک توافق جدید رسیده که احتمالا سیاست بسیاری از کمپانی‌های دیگر فیلمسازی هالیوودی باشد؛ اینکه بتواند نسخه نمایش خانگی آثار خود را بسیار زودتر در بازار عرضه کند. در واقع یونیورسال قراردادی بسته که به موجب آن اجازه دارد ۱۷ روز پس از اکران، نسخه دیجیتال را روانه مارکت کند و دیگر لازم نیست هفته‌ها برای این کار صبر کند.

آینده سینما

این عطش زودتر عرضه شدن فیلم‌ها در بستر آنلاین از کجا سربرآورده؟ از همان بخت و اقبالی که مردم نسبت به اکران فیلم‌های آنلاین نشان دادند. به نظر می‌رسد بخش زیادی از مردم بدشان نمی‌آید در سیستم‌های خانگی خود و در کمال آسایش و راحتی به دیدن آثار روز بپردازند و صفحه‌های چند ده‌اینچی تلویزیون خودشان را به پرده‌های نمایش عریض سینما و حال و هوای سالن‌های آن ترجیح می‌دهند.

باید گفت نصف صنعت ۴۳ میلیارد دلاری سینما از دل سه استودیو بیرون می‌آید که هر سه آنها حالا به نوعی وارد بازار VOD شدند (برادران وارنر یا همان وارنرمدیا، دیزنی و یونیورسال که مستقیما پلتفرمی ندارد. هر سه آنها چراغ سبزهای بزرگی به بازار VOD نشان دادند و از آنجایی که اکران در این پلتفرم‌ها باعث می‌شود سهم بیشتری گیرشان بیاید (یک سهم تقریبا ۸۰ تا ۸۵ درصدی و کمیسیون بسیار کمتر ۱۵ درصدی VODها نسبت به سالن‌های سینما؛ تازه وقتی که پلتفرم برای خود کمپانی باشد که قضیه از این جیب به آن جیب است.)

در واقع بازیگران غول این حوزه کمی دیر (دیرتر از نتفلیکس) پا به عرصه گذاشتند ولی نه آنقدر دیر که از کاروان کلا عقب بمانند. آنها می‌توانند با کمی تکاپو و تلاش از بازیگران قدیمی سبقت هم بگیرند و برندهایی که تخت اختیار وارنر و دیزنی و یونیورسال است، به تنهایی تضمین کننده فروش خواهد بود. حال شاید بهتر بفهمیم که چرا دیزنی سرایلهای مارول را از چنگال نتفلیکس بیرون کشید.

استودیوهای سینمایی چند راه پیش روی خود دارند و آینده‌ای که از سینما متصور هستیم از این چند مسیر خارج نیست. آنها یا VODها را خیلی جدی می‌گیرند و محتواهایشان را انحصاری برای این پلتفرم‌ها منتشر می‌کنند و یا به طور همزمان این کار را انجام داده (مانند اتفاقی که برای آیریش من افتاد) و یا نهایتا با فاصله‌ای اندک، آثارشان را روی VODها نیز منتشر می‌کنند (مثل کاری که یونیورسال کرد).

در هر حال بعید است که سینما پس از اتفاقی که کرونا بر سر آن آورد و لایف استایل مردم را تغییر داد، بتواند مانند قبل مسیرش را پیش بگیرد و حرف اول و آخر را سالن‌های فیزیکی بزنند و بس. حالا اینترنت و VODها قدرتمندتر از همیشه هستند و بازیگران اصلی هالیوود پشت آنها قرار گرفتند؛ بعید است قدرتشان را خودشان دستی دستی کم کنند.

در نهایت باید گفت دیزنی پلاس قرار بود محلی باشد برای محتوایی فراتر از سینما و به پخش فیلم‌هایی از دنیای سینمای والت دیزنی شامل آثار مارول و استار وارز و زیرمجموعه‌های دیگرش یعنی پیکسار یا نشنال جئوگرافیک باشد. (اگر نمی‌دانستید باید بدانید و آگاه باشید که ۷۳ درصد سهام نشنال جئوگرافیک که قبلا برای شبکه فاکس بوده و حالا فاکس جزوی از دیزنی شده، متعلق به کمپانی والت دیزنی است و این مجموعه رسما تبدیل به غول استودیوخوار شده است). اما دیزنی با اکران آنلاین گزینه مولان رسما نشان داد که زین پس نگاه بیشتری به این بستر خواهد داشت.

فایده‌اش برای ما ایرانیان چیست؟

اما فایده این کشمکش‌ها در هالیوود برای ما که در ایران هستیم چیست؟ چون به هر حال خواندیم و فهمیدیم که قرار نیست بازار ساخت و ساز و عرضه فیلم‌ها تعطیل شود و از این حیث سینمادوستان ایرانی نگرانی ندارند. می‌رسد ماجرا به دیدن این آثار که همگی متفق‌القول قبول داریم که دیدن مولان و امثالهم با کیفیت HD-CAM تا چندین ماه پس از اکران قطعا بسیار بدتر از دیدن کیفیت 4K فیلم تنها یک ساعت پس از ریلیز رسمی آن است!

در واقع به شخصه در میان تمام فیلمبازانی که می‌شناسم، هیچ‌کدام را ندیده‌ام که تحریم‌ها را دور بزنند و دلار خرج کنند تا به صورت قانونی این آثار را ببینند (اساسا فرهنگ خرید قانونی فایل‌های صوتی و تصویری در ایران بنا به دلایل متعددی جا نیفتاده است). پس اصلی‌ترین فایده برای کشورهایی همچون ما که خارج از قانون کپی رایت هستیم، دیدن سریع‌السیر آثار هالیوودی با بهترین کیفیت و زیرنویس مشتی آن است!

در پایان: وضعیت در ایران چطور است؟

در نهایت یک نیم‌نگاه خلاصه به همین وضعیت در ایران اگر بیندازیم، اوضاع را کاملا متفاوت از هالیوود می‌بینیم. در ایران اما شرایط اصلا با ترند دنیا پیش نمی‌رود و همانطور که در همه چیز در وادی سنتی گیر کردیم، اینجا هم در همین اوضاع و احوال به سر می‌بریم. بازار VOD ایران دست دو بازیگر اصلی فیلیمو و نماوا است که فیلیمو خودش جزو صباایده می‌شود که اخیرا شده مالک اصلی سینماتیکت؛ پلتفرمی که خودش حواشی زیادی داشت و مدتها انحصار فروش بلیت سینما دستش بود و هنوزم برش خودش را در بین دولتی‌ها دارد.

اکثر استودیوهای فیلمسازی در ایران و سینماگران با مقوله مدرنیته ساز غریبگی دارند و نهایت کار مدرن و نوآورانه‌ای که برخی تهیه‌کنندگان انجام داده‌اند احداث یک سری سالن‌های سینمایی پرفروش نظیر سالن کوروش بوده که این روزها بدجوری بازارشان خوابیده است. فیلیمو و تیم آشنا با اهالی سینمای ایرانش در حال تک‌نوازی قهارانه‌ای در این میان است و نماوا کنار آن بازی خوب و مستقل خودش را انجام می‌دهد.

باید گفت اکران فیلم‌های پرفروشی نظیر خوب بد جلف ۲ (که می‌توانست رکوردشکنی کند) در این بسترها در روزهای اخیر نشان‌دهنده اینست که گره کور این ماجرا برای سینماگران در حال باز شدن است ولی آیا آنها هم دوزاری‌شان زود خواهد افتاد یا بازی را به بازیگران فعلی واگذار می‌کنند؟ ناگفته نماند متاسفانه قواعد بازی در ایران به راحتی توسط چهار عدد بخشنامه می‌تواند تغییر پیدا کند و کون فیکون شود، همانطور که با وجود ساترا چنین اتفاقی افتاده است.

در واقع ماجرای ایران زمانی پیچیده می‌شود که VODها توسط سازمانی چون ساترا که متعلق به صدا و سیما است نظارت می‌شوند و معلوم نیست اگر شرایط ادامه پیدا کند، می‌توانیم بگوییم مارکت سینمای کشور به نوعی زیردست صدا و سیما می‌افتد یا خیر!

Let’s block ads! (Why?)

لینک منبع

Let’s block ads! (Why?)

لینک منبع مطلب

Categories
علم و فناوری

فیلم‌برداری فصل دوم سریال The Witcher دوباره آغاز شد

فیلم‌برداری فصل دوم سریال The Witcher دوباره آغاز شد – ویجیاتو

Let’s block ads! (Why?)

لینک منبع

Let’s block ads! (Why?)

لینک منبع مطلب